تبلیغات
ولایت سید علی - کلام شهداء

ولایت سید علی
 

خدایا! از تو می‌خواهم که مرا به کاروان نور برسانی و سعادت شهادت را نصیبم کنی و هروقت که لیاقت پیدا کرده و زمانی که هنگامه‌اش فرا رسید شربت گوارای شهادت را در کامم بریزی و هر زمانی که به آرزوی دیرینه‌ام – شهادت – برسم با افتخار به زیر خاک می‌روم، چون می‌دانم که شهادت مرگ نیست، بلکه آغاز زندگی اصلی و جاودان در سرای بهتر است. شهید مهدی مؤمنی یساقی

 

*******************************

خدایا! از آنچه که من فکر می‌کنم بزرگ‌تری، شاهد باش که من از دنیا و متعلقات‌اش چشم پوشیده‌ام و فقط برای رضای تو و رستگاری قدم در این راه نهاده‌ام و با سپاس و شکر مجدد که این توانایی را به من عطا فرموده‌ای که بتوانم تمامی غُل و زنجیرهای وابستگی به این دنیا را از وجودم بگسلم و چون طائری مهاجر در آسمان بی‌منتهایت به سوی تو پرواز کنم. شهید احمد مهاجری

 

*******************************

به نام خدایی که جان را برای جانان آفرید.

ای پروردگار مهربان! تو خود شاهدی که ما برای چه پا به میدان گذاشته‌ایم و چگونه رضای تو را می‌طلبیم. چگونه راه پیغمبر(ص) و امام حسین (ع) را می پیماییم. چگونه همانند امام جان می‌دهیم و سر   می‌دهیم، پس از گناهان بی‌شمار من که قادر به شمارش آنها نیستیم درگذر و ما را ببخش و بیامرز!  شهید مسعود مهدوی

 

*******************************

 

خدایا! ما را دلباخته خود کن و ما را نزد خود ببر. خدایا تو را می‌پرستم نه به آرزوی بهشت و نه ترس از جهنم، تو را می‌پرستم چون که لایق پرستش هستی.

خدایا! دوست دارم که در سرای ابدی هم‌نشین ائمه اطهار(ع) باشم و دوست دارم در آخرین لحظات شهادت، مهدی(عج) را دیدار کنم.

خدایا! امیدوارم که لایق شهادت باشم و مرا به درجه والای شهادت که درجه‌ای بالاتر از آن نمی‌دانم نائل فرمایی! شهید عباس مهرابی

 

*******************************

 

ای گشایش‌بخش دل‌های پرغم و اندوه و ای پناه بی پناهان! بار دیگر به درگاهت روی آورده و حیران و سرگردان به در خانه‌ات آمده‌ام. نادم و پشیمان آمده‌ام، زیرا در امر اطاعت تو کوتاهی کرده و آن را سبک شمردم، به عصیان پرداختم و چنان‌که باید و شاید به طاعت تو قیام نکردم. نادم از اینکه از گناهان و معصیت‌ها مرا نهی ‌کردی و باز در آن اصرار ‌کردم و دیگر این‌که نعمات بی‌شماری در اختیارم قرار دادی و من در شکر آنها کوتاهی کردم، تو خوبی را برای من خواستی ولی من به خودم ظلم کردم. مرا صدا زدی ولی از تو دور شدم.

بارخدایا! چقدر رحیمی، تو مرا به خود نزدیک کرده و توبه‌ام را پذیرفتی. خدایا! من پیش از این به مکان مقدس جبهه که از هر نقطه‌ای به تو نزدیک‌تر است قدم نهادم و لبیک گفتم، ولی گویا آمدن‌ام خالصانه نبود که نپذیرفتی. خدایا! سوگند به نام پرشکوهت که این بار خالصانه روی به تو آورده‌ام، مرا بپذیر. من بنده ضعیف و درمانده توام، همان‌گونه که امر فرموده‌ای برای برآورده شدن حوائج و رفع مشکلاتم به درگاهت دعا می‌کنم و در حضورت به خاک ذلت می‌افتم.

خدایا! می‌دانم مرا دوست داری که با وجود شکستن توبه‌ام باز مرا پذیرفتی و به من لطف کردی که بار دیگر به این مکان روی آورم، تو زبانم را به حمد و ثنای خود و باطنم را به دوستی‌ات آشنا و مرا در راهی که در پیش داشتم ثابت قدم کرده‌ای. تو را شکر می‌گویم که به من توفیق نیکوکاری و در عمل صالح، تو پایداری بخشیدی. اگر می‌خواستی استحقاق این را داشتم که عذابم کنی و به کیفر گناهان زشتم برسانی، اما این که از تمامی تقصیرات و لغزش‌هایم درگذشتی از رحمت بی‌منتهای توست. شهید محمد میر

 

*******************************

خداوندا! می‌دانی که برای رضا و خشنودی تو به جبهه آمده‌ام، تا آن چه را که با تو عهد بسته‌ام به پیمان خویش وفا کنم. افتخار می‌کنم اگر مرا به لقای خود بپذیری و من در راه تو کشته شوم. با ارزش‌ترین و شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی را پس از مشقت‌ها و تحمل سختی‌های فراوان، نوید خوش و شیرین و لذت‌بخش دیدارت می‌دانم.

خداوندا! تو بی‌نیاز از من و جهاد و ایمان من هستی و آن که نیازمند محض است، من هستم.

خداوندا! به خواسته تو خشنودم و به فرمانت فرمان‌بردارم، اگر در راه دوستی‌ات پاره‌پاره‌ام کنی، دلم به غیر تو مایل نمی‌شود، پس جهاد ناقابلم را بپذیر.

خدایا! زندگی ما را زندگی محمد(ص) و خاندانش و مرگ ما را مرگ محمد(ص) و خاندانش قرار بده! شهید سیدمحمود میرحسینی

 

*******************************

 

بارخدایا! به روان محمد(ص) و آل محمد(ص) رحمت فرست و مرزهای اسلام را از حمله دشمنان در پناه خود مصون بدار، مرزبانان را در ایفای وظایفی که به‌عهده دارند، حمایت کن و عطایا و مواهب خود را درباره آنان تکمیل فرما!

خداوندا! این بنده حقیر و ناچیز را جزو بندگانی قرار ده که تو را یافتند، پس از شناخت، عاشق تو و در راهت فنا شدند و در آخرت، تو خون‌بهای جنگجویی آنان را خواهی داد.

خداوندا! به جز این خون ناقابل که امانتی است نزد ما، چیز دیگری ندارم که تقدیم راهت کنم.

بارالها! این خون ناقابل را از من قبول کن! شهید عبدالله میرعرب رضی

 

*******************************

خدایا! از کثرت گناه چه کنیم، که اگر تو گناهان ما را نبخشایی به کجا برویم و به چه کسی روی آوریم؟

خدایا ما که تحمل درد در اعضای بدن خود را نداریم، چگونه می‌توانیم عذاب تو را تحمل کنیم. حال که همه ما باید این راه را برویم و به‌سوی سرنوشت خویش بشتابیم، چه بهتر که این جان ناقابل را – که جز آن چیز دیگری نداریم- در راه تو فدا کنیم. شهید محمود نادرخانی

n5584_4ax.png




طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}